الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
257
إحياء علوم الدين ( فارسى )
تضعيف العشرة و ارفع تسع حسنات فيلقى عنه هذه السيّئة ، اى ، چون آن را بر وى بنويسد و وى حسنه كند ، صاحب يمين صاحب شمال را گويد - و او بر وى امير است - اين بدى بيند از تا از نيكوييهاى او يكى بيندازم از تضعيف عشرة و نه حسنه رفع كنم ، پس اين بدى از او انداخته شود . و انس روايت كرد كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : إذا أذنب العبد ذنبا كتب عليه ، اى ، چون بنده گناهى كند بر وى نوشته شود . اعرابى گفت : پس اگر توبه كند ؟ گفت : محى عنه ، اى ، از او محو شود . اعرابى گفت : اگر اعاده كند ؟ گفت : يكتب عليه ، اى ، بر وى نوشته شود . پس اعرابى گفت : اگر توبه كند ؟ گفت : از صحيفهء او پاك كرده شود . گفت : تا كى ؟ گفت : الى ان يستغفر و يتوب إلى اللّه عزّ و جلّ انّ اللّه لا يملّ من المغفرة حتّى يملّ العبد من الاستغفار فإذا همّ العبد بحسنة كتبها صاحب اليمين حسنة قبل ان يعملها فان عملها كتب عشر حسنات ثمّ يضاعفه اللّه عزّ و جلّ إلى سبعمائة ضعف و إذا همّ بخطيئة لم يكتب عليه فان عملها كتب خطيئة واحدة و ورائها حسن عفو اللّه عزّ و جلّ ، اى ، تا آن گاه كه آمرزش خواهد و به خداى بازگردد ، بدرستى كه خداى مغفرت نگذارد تا بنده از استغفار ملول نگردد ، پس بنده چون قصد نيكويى دارد صاحب يمين آن را يك نيكويى بنويسد ، پيش از آن كه نيكويى بكند ، چون نيكويى بكند ده نيكويى بنويسد ، پس خداى - عز و جل - آن را مضاعف گرداند تا هفت صد ضعف ، و چون قصد گناهى كند بر وى ننويسد ، پس چون آن گناه بكند يك گناه بنويسد و وراى آن حسن عفو خداى باشد . و مردى به خدمت پيغامبر - عليه السلام - آمد و گفت : يا رسول اللّه جز ماه رمضان روزه ندارم و بر آن زيادت نكنم ، جز پنج نماز نگزارم و بر آن نيفزايم ، و در مال من خداى - عز و جل - را صدقه و حجى و تطوعى نيست ، چون بميرم بر اين با شما به بهشت داخل شوم ؟ پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - تبسم فرمود ، گفت : نعم معى ان حفظت قلبك من اثنين : الغلّ و الحسد ، و لسانك من اثنين : الغيبة و الكذب ، و عينيك من اثنين : النّظر إلى ما حرّم اللّه عزّ و جلّ و ان تزدرى بهما مسلما ، دخلت معى الجنّة على راحتيّ هاتين ، اى : آرى با منى اگر نگاه دارى دل خود را از دو چيز : خيانت و حسد ، و زبان خود را از دو چيز : غيبت و دروغ گفتن ، و چشم خود را از دو چيز : نگريستن در چيزى كه خداى عز و جل حرام كرده است و آن كه مسلمانى را بدان « 41 » حقير دارى ، با من به بهشت روى [ 191 ] بر اين دو كف من . و انس - رضى اللّه عنه - در حديث دراز گفت كه اعرابى پيغامبر را - عليه الصلاة و السلام - پرسيد كه حساب خلق كه خواهد كرد ؟ گفت : خداى . گفت : او به ذات خود ؟ گفت : آرى . پس اعرابى تبسم كرد ، پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : ضحكت يا اعرابى ؟ گفت : كريم چون قادر شود
--> ( 41 ) با چشم .